به این پدیده پاریدولیا (Pareidolia) میگویند.
برای همین است که در ابرها چهره میبینیم یا در شکل ماه، صورتهایی خیالی پیدا میکنیم.
و شاید یکی از جالبترین ویژگیهای ذهن انسان همین باشد:
ما فقط جهان را نمیبینیم؛
مدام در حال تفسیر کردن آن هستیم.
به آسمان نگاه میکنی و ناگهان بین چند ستاره، شکل یک صورت یا حیوان میبینی.
روی دیوار لکهای افتاده و شبیه یک آدم به نظر میرسد.
صدای فن یا کولر را میشنوی و برای چند ثانیه فکر میکنی کسی چیزی گفت.
این اتفاقها عجیب به نظر میرسند، اما مغز ما دقیقاً برای چنین کاری ساخته شده است.
مغز انسان دائماً در حال پیدا کردن الگوست.
این توانایی در گذشته اهمیت زیادی داشته. تشخیص سریع یک الگو میتوانست به معنای تشخیص خطر باشد؛ مثلاً دیدن شکل یک حیوان در میان بوتهها.
اما این سیستم همیشه هم درست عمل نمیکند.
گاهی مغز در چیزهایی که واقعاً الگوی خاصی ندارند، یک الگو پیدا میکند.
در واقع، چیزی که میبینیم لزوماً در جهان بیرونی وجود ندارد؛ مغز ما بخشی از آن را میسازد.
«ما چیزها را آنگونه که هستند نمیبینیم؛ آنگونه میبینیم که خودمان هستیم.»
آنیس نین