بوی کتاب قدیمی

وارد کتابفروشی دسته‌دوم یا کتابخانه‌ی قدیمی که می‌شوی، پیش از آن‌که حتی یک جلد را از قفسه بیرون بکشی، چیزی تو را در آغوش می‌گیرد: بوی کتاب قدیمی. بویی گرم و کمی شیرین، با رگه‌ای از چوب و خاک و گذشته، که انگار سال‌هاست می‌شناسی‌اش. بسیاری از ما با دیدن یک کتاب کهنه، اول آن را بو می‌کنیم و بعد ورق می‌زنیم.

این حس فقط نوستالژی نیست. پشت بوی کتاب هم شیمی هست، هم زیست‌شناسی و هم حافظه. در این مقاله با هم می‌بینیم این بو از کجا می‌آید، چرا این‌قدر آشناست و چطور می‌شود آن را در کتاب‌هایمان نگه داشت.

بوی کتاب قدیمی از کجا می‌آید؟

هر کتاب مجموعه‌ای از مواد گوناگون است: کاغذ، جوهر، چسب صحافی، نخ، و گاهی جلد چرمی یا پارچه‌ای. وقتی کتاب تازه چاپ می‌شود، بوی غالبش بوی جوهر و چسب است. اما با گذشت زمان، همه‌ی این مواد در تماس با هوا، نور، دما و رطوبت آرام‌آرام تغییر می‌کنند.

در این تغییر، مولکول‌های کوچک و سبکی از کتاب آزاد می‌شوند و در هوا پخش می‌گردند. اسم این مولکول‌ها «ترکیبات آلی فرار» است. آن‌ها به گیرنده‌های بویایی داخل بینی ما می‌رسند و مغز آن‌ها را به شکل یک بوی مشخص تفسیر می‌کند. پس بوی کتاب قدیمی در واقع «بوی پیر شدن» کتاب است.

شیمی بوی کاغذ: وقتی کتاب در سکوت تجزیه می‌شود

بخش اصلی بوی کاغذ از خود کاغذ می‌آید. کاغذهای رایج، به‌خصوص کاغذهای چاپ قدیمی، از الیاف چوب ساخته می‌شوند. چوب سه جزء اصلی دارد: سلولز، همی‌سلولز و لیگنین. هر کدام وقتی کهنه می‌شود، رفتار خودش را دارد.

لیگنین مادهٔ چسبنده‌ای است که الیاف چوب را کنار هم نگه می‌دارد. وقتی کاغذ قدیمی می‌شود، لیگنین تجزیه می‌شود و ترکیباتی آزاد می‌کند که بوی آن‌ها شبیه وانیل و بادام تلخ است. سلولز و همی‌سلولز هم به‌تدریج می‌شکنند و ترکیباتی با رایحه‌ی شیرین، چوبی یا کمی شبیه کاکائو تولید می‌کنند.

به همین دلیل وقتی آدم‌ها می‌خواهند بوی کتاب قدیمی را توصیف کنند، معمولاً ترکیبی از واژه‌هایی مثل وانیل، چوب، قهوه، کاراملی و کمی خاک به کار می‌برند. یک پژوهش مشهور از گروهی در دانشگاه یونیورسیتی کالج لندن حتی از «چرخ بوی کتاب‌های تاریخی» استفاده کرده تا این بوها را دسته‌بندی کند. همین پژوهش نشان داد که بوی کتاب‌های قدیمی می‌تواند اطلاعاتی درباره‌ی وضعیت و عمر کاغذ در اختیار متخصصان نگهداری بگذارد.

چرا بوی کتاب قدیمی این‌قدر آشناست؟

شیمی فقط نیمی از ماجراست. نیم دیگر در مغز ما اتفاق می‌افتد. بویایی تنها حسی است که سیگنالش تقریباً مستقیم به بخش‌هایی از مغز می‌رسد که با هیجان و حافظه سروکار دارند. برای همین یک بو می‌تواند در یک لحظه خاطره‌ای را زنده کند که سال‌ها فراموشش کرده بودی.

اگر در کودکی ساعت‌ها در کتابخانه‌ی مدرسه یا اتاق پدربزرگ و مادربزرگ کتاب خوانده باشی، مغزت بوی کاغذ و کتابخانه را به آرامش، کنجکاوی و امنیت گره زده است. بعدها هر بار که همان بو را حس می‌کنی، همان حس‌های خوب هم بیدار می‌شوند. این‌که بوی کتاب قدیمی «آشنا» به نظر می‌رسد، یعنی مغز تو آن را در بایگانی خاطره‌های دوست‌داشتنی‌اش پیدا کرده است.

جالب این‌جاست که حتی کسانی که کتاب‌خوان حرفه‌ای نیستند هم معمولاً این بو را دوست دارند. شاید به این دلیل که همه‌ی ما یک جایی با کتاب، مدرسه یا خانه‌ی قدیمی خاطره‌ای ساخته‌ایم.

بوی کتابخانه؛ امضای بویایی هر مکان

بوی کتابخانه فقط بوی یک کتاب نیست. بوی هزاران کتاب است که کنار هم نفس می‌کشند و بویشان با هم ترکیب می‌شود. علاوه بر کتاب‌ها، چند چیز دیگر هم در ساخت این بو سهیم‌اند: جنس قفسه‌ها (چوب یا فلز)، رطوبت و دمای ساختمان، میزان تهویه، و حتی قدمت خود بنا.

برای همین هر کتابخانه و هر کتابفروشی «امضای بویایی» خودش را دارد. بوی کتابخانه‌ی دانشگاه با بوی کتابفروشی محله‌ی قدیمی فرق می‌کند و بوی انبار کتاب هم داستان دیگری دارد. اگر چشم‌هایت را ببندند و تو را وسط یک کتابخانه‌ی بزرگ بگذارند، احتمالاً فقط با بو می‌فهمی کجا هستی.

بوی کتاب نو و بوی کتاب قدیمی چه فرقی دارند؟

بوی کتاب نو معمولاً تیزتر و «صنعتی‌تر» است. جوهر چاپ، چسب و مواد شیمیایی کاغذ هنوز تازه‌اند و بوی غالب را آن‌ها می‌سازند. این بو معمولاً بعد از چند هفته یا چند ماه ملایم‌تر می‌شود.

در مقابل، بوی کتاب قدیمی نرم‌تر، پیچیده‌تر و گرم‌تر است. اجزای تند و فرار از بین رفته‌اند و ترکیباتی مانده‌اند که به رایحه‌ی وانیل، چوب و کاغذ کهنه نزدیک‌ترند. شاید همین نرمی است که بوی کتاب‌های قدیمی را برای خیلی‌ها «دوست‌داشتنی‌تر» می‌کند.

آیا بوی کتاب قدیمی نشانه‌ی خرابی کتاب است؟

از نظر فنی، بله، بخشی از این بو نتیجه‌ی تجزیه‌ی تدریجی کاغذ است. اما این به معنای بد بودن کتاب نیست. هر چیز طبیعی با گذشت زمان تغییر می‌کند و کتاب هم از این قاعده مستثنا نیست.

نکته‌ی مهم این است که بین «بوی قدیمی خوب» و «بوی کپک» فرق بگذاری. بوی کپک تند، نمناک و ناخوشایند است و معمولاً با لکه‌های سبز، سیاه یا سفید روی کاغذ همراه می‌شود. اگر چنین بویی حس کردی، کتاب را فوراً از بقیه جدا کن، چون کپک می‌تواند به کتاب‌های دیگر هم سرایت کند و برای سلامت هم مناسب نیست.

چطور بوی دوست‌داشتنی کتاب‌هایت را نگه داری؟

اگر می‌خواهی کتاب‌هایت هم سالم بمانند و هم همان بوی خوب را حفظ کنند، چند اصل ساده را رعایت کن:

این رعایت‌ها هم عمر کتاب را بیشتر می‌کند و هم بوی خوشایندش را نگه می‌دارد.

سؤالات متداول درباره‌ی بوی کتاب

چرا بعضی کتاب‌های قدیمی بوی وانیل می‌دهند؟

چون لیگنین موجود در کاغذ هنگام تجزیه، ترکیباتی شبیه وانیل آزاد می‌کند.

آیا بو کردن کتاب قدیمی ضرر دارد؟

اگر کتاب سالم و بدون کپک باشد، معمولاً مشکلی ندارد. اما اگر کتاب نمناک یا کپک‌زده است، بهتر است از بو کردن نزدیک خودداری کنی. اگر حساسیت تنفسی داری، احتیاط بیشتری لازم است.

بوی کتاب قدیمی را می‌شود از بین برد؟

بله، با نور و رطوبت بالا یا با تهویه‌ی ضعیف، بو تغییر می‌کند یا تند می‌شود. بهتر است به‌جای از بین بردن بو، شرایط نگهداری را درست کنی.

چرا بوی کتابخانه برای بعضی‌ها آرامش‌بخش است؟

چون بو با حافظه و هیجان ارتباط نزدیکی دارد و خاطره‌های خوش کتاب‌خوانی را زنده می‌کند.

جمع‌بندی

بوی کتاب قدیمی ترکیبی از دو چیز است: شیمی کاغذی که آرام‌آرام تجزیه می‌شود و حافظه‌ی ما که این بو را به لحظه‌های خوب گره زده است. هر بار که کتابی کهنه را باز می‌کنی و آن بوی گرم به صورتت می‌خورد، در واقع داری یک واکنش شیمیایی و یک خاطره را هم‌زمان تجربه می‌کنی.

اگر عاشق چنین حس‌هایی هستی، پیشنهاد می‌کنیم مقاله‌ی کتاب‌های ماندگار را هم بخوانی تا با کتاب‌هایی آشنا شوی که سال‌ها بعد هم بویشان در ذهن می‌ماند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *